تبليغاتX
Puzzle

Puzzle

سلام ماهي ها... سلام، ماهي ها

سلام، قرمزها، سبزها، طلائي ها

به من بگوئيد، آيا در آن اتاق بلور

که مثل مردمک چشم مرده ها سرد است

و مثل آخر شب هاي شهر، بسته و خلوت

صداي ني لبکي را شنيده ايد

که از ديار پري هاي ترس و تنهايي

به سوي اعتماد آجري خوابگاه هاا،

و لاي لاي کوکي ساعت ها،

و هسته هاي شيشه اي نور - پيش مي آيد؟

 

و همچنان که پيش مي آيد

ستاره هاي اکليلي، از آسمان به خاک مي افتند

و قلب هاي کوچک بازيگوش

از حس گريه مي ترکند.

 

فروغ فرخزاد

+ Writed In Thu 21 May 2009 2:55 PM By Nassim |


Puzzle X

روز ها شب ميشوند و شبها روز
سيم خاردارهاي دور باغ زنگ ميزنند
توت فرنگي ها قرمز ميشوند
آلبالو ها ترش ميشوند
و من هنوز تلخي بادامي را
كه تو به من دادي به ياد دارم

م.ا



Home
Email



Profile



Archive

مهر 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387



Census



My Favorite Music


My Friends

مقبره سفید
وقتی خورشید غروب میکند
علیرضا
پریناز
طلسم شدگان
عشق همیشگی من
خانه متروک
دریای من
کلبه فریادکش
news 252
شوق فریاد
تك درخت
" نوشته ها و خاطرات من "
خط خطی!
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود!
ابدیت